السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

75

تفسير الميزان ( فارسي )

است از تكذيب كردنش كه ريشه و ماده اصلى كفر است . هشتم - اينكه در كلام مضافى حذف شده و تقدير چنين بوده : « و بدا لهم و بال ما كانوا . . . » و معلومشان شد و بال كفر و گناهى كه پنهان مىداشتند و گريبانگيرشان گشت عقاب آن ، و لذا به ناله درآمده آرزو كردند كه اى كاش روزى از اين عذاب نجات يافته و بار ديگر به دنيا برمىگشتند و ديگر به آيات خدا تكذيب ننموده ايمان به خدا را ترك نكرده و كارشان به اينجا نمىكشيد . و هيچ يك از اين احتمالات در نظر ما رجحانى ندارد ، احتمالى كه از همه راجحتر است ، احتمال نهم است : نهم - اينكه در روز قيامت براى هر يك از كفارى كه اين آيه در حق آنان و امثال آنان نازل شده ، تمامى افعال قبيحى كه در دنيا پنهانش مىداشتند ظاهر مىشود ، چه آن قبائحى كه در نظر خودشان قبيح بوده و چه آن افعالى كه در نظر بينندگان زشت بوده است . اين بود احتمالاتى كه صاحب المنار در كتاب خود در باره آيه مورد بحث نقل كرده ، و پس از آن مختار و نظر خود را گفته ، و سپس در خلال كلام طويلى آيه را كه تنها در باره رؤساى كفار است تعميم داده و گفته است كه آيه شريفه ، پيروان و مقلدين آنان و همچنين منافقين و اهل فسق و هر كسى را كه گناه مرتكب مىشده و از مردم پنهان مىداشته و يا واجبات را ترك مىكرده و به عذرهاى بدتر از گناهى معتذر مىشده و حقيقت حال را پنهان مىداشته‌اند ، شامل مىشود . « 1 » خوانندگان محترم اگر در مطالبى كه ما در معناى آيه گذرانديم تامل نمايند مىتوانند به خلل و نقاط ضعف هر يك از اين وجوه و احتمالات واقف شوند . لذا حاجت و نيازى نيست كه ما معترض آن شده و كلام را طول دهيم . * ( « وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه » ) * اين جمله تاثير ملكات رذيله اى را كه در نشات دنيا در دلهايشان رسوخ كرده خاطر نشان مىسازد ، زيرا آن چيزى كه وادارشان كرد به اينكه آرزوى برگشتن به دنيا و ايمان به آيات خدا و دخول در جماعت مؤمنين كنند همان جلوه نمودن حقى است كه در دنيا ترك نموده بودند ، و اينك آن حق با جميع لوازم دوزخى و عذاب اخرويش ظاهر شده است ، و اين جلوه كردن رذائل نفسانى در قيافه عذاب خود از مقتضيات نشات آخرت است ، كه حقايق غيبى و معنوى هم در آن به صورت عيان جلوه مىنمايد ، روى اين حساب اگر به فرض

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 7 ص 353